الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
319
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
خواسته است تا بسيج شوند ، يارانش را فراخواند پس آنها را موعظه كرد و به ياد خدا انداخت و به پارسايى در دنيا و ميل به آخرت دعوت كرد ، و به ايشان گفت : به اميرالمؤمنين عليه السلام بپيونديد ! حذيفه پس از آن پانزده شب ماند و به رحمت خدا رفت . « 1 » 7 - همو از ابومخنف نقل كرده ، مىگويد : چون ابنعباس و پسر ابوبكر دير كردند و نمىدانستند چه كنند ! على عليه السلام از ربذه به سمت ذيقار حركت كرد و آنجا فرود آمد ، همين كه در ذيقار توقف كرد ، پسرش حسن عليه السلام و عماربن ياسر و زيدبن صوحان و قيسبن سعدبن عباده را با نامهاى جانب اهل كوفه فرستاد ، آنها رفتند تا به قادسيه رسيدند ، پس مردم ايشان را ديدند و چون وارد كوفه شدند ، نامهء على عليه السلام را به اين عبارت خواندند : « از بندهء خدا على اميرالمؤمنين به مسلمانانى كه در كوفهاند ، بارى ، من در شرايط كنونى ؛ يا ظالم و يا مظلوم از مدينه بيرون آمدهام ؛ چه تجاوزگر و يا ستمديده ! بنابراين هر كه اين نامهام به او برسد او را به خدا قسم مىدهم كه به جانب ما حركت كند ؛ اگر من مظلوم بودم ياريم كند و اگر ظالم بودم مرا سرزنش كند ! والسّلام » « 2 » 8 - از ابومخنف از قول موسىبن عبدالرحمانبن ابىليلى به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : با حسن عليه السلام و عماربن ياسر از ذيقار آمديم تا به قادسيه رسيديم ، پس حسن و عمار فرود آمدند و من هم با ايشان پياده شدم ، عمار به حمايل شمشيرش تكيه داد سپس شروع كرد ؛ از مردم كوفه و از حالشان پرسيدن ، آنگاه شنيدم كه مىگفت :
--> ( 1 ) - شرح نهجالبلاغه : 2 / 187 . ( 2 ) - نهجالبلاغه : 14 / 11 .